زندگی نامه ی دیمیتری ایوامویچ مندلیف

درسری مقالات تصمیم برآن شدتاهرچندوقت یک بارزندگی نامه ی یک دانشمندرادروبلاگ قراردهیم.

امروزنوبت مندلیف ،مخترع جدول تناوبی وکاشف نظم عناصراست.

"دیمیتری ایوانویچ مندلیف در روز هفتم فوریه حدود سال ۱۸۳۴ در توبولسک سیبری به دنیا آمد. نام مادرش ماریا دیمیتریونا کورنیلیو و نام پدرش ایوان پاولوویچ مندلیف است. پدرش به دلیل اینکه اسب معامله می کرد مندلیف (معامله کردن) نامیده شد.

         

خانواده ماریا کورنیلیو در اوایل سال ۱۷۰۰ در توبولسک اقامت داشتند و روش ساخت کاغذ و شیشه را به منطقه سیبری آوردند. متاسفانه زمانی که ایوان مرد، دیمیتری کاملا بچه بود. ایوان با مرگش، همسرش را با بار سنگین مراقبت از خانواده بزرگشان تنها گذاشت. از همان سالهای اولیه زندگی دیمیتری، مادرش برای دانشگاه رفتن او پول جمع می کرد. او ساعت های زیادی را در کارخانه شیشه سازی که مادرش در آن کار می کرد، می گذراند و مفهوم های شیمیایی ورای ساختن شیشه و دمندگی شیشه را فرا می گرفت. در ۱۴ سالگی در مدرسه آمادگی دانشگاه در توبولسک شرکت کرد و همان سال دومین تراژدی بزرگ خانوادگی رخ داد. کارخانه شیشه سازی بر اثر آتش سوزی با خاک یکسان شد و خانواده آنها به فلاکت افتاد.

 

      

در سال ۱۸۴۹ هیچ چیز برای خانواده در ارمزیانسک باقی نمانده بود. ماریا دارایی های خانواده را جمع کرد و به مسکو رفتند. مندلیف در دانشگاه مسکو پذیرفته نشد، در هر حال ماریا تسلیم نشد و خانواده آنها به سنت پترزبورگ رفتند. با متقاعد کردن مسئولان مدرسه، به دیمیتری اجازه داده شد تا آزمون های ورودی را بگذراند. او با نمراتی خوب قبول شد. او را برای برنامه آموزش معلمی علوم با یک بورس کامل پذیرفتند و در پاییز سال ۱۸۵۰ وارد دانشگاه شد. ماریا مدت کوتاهی پس از پذیرش دیمیتری در سنت پترزبورگ جان سپرد مندلیف برای رویارویی با کارهای دانشگاه تنها رها شده بود، اما بعدها در کتابش در مورد محلول ها، مادرش را ستود. دیمیتری غرق در کارش در سنت پترزبورگ شد. در این زمان او به خاطر بیماری ضربه خورد که باعث شد برای یک سال بستری شود. در سال ۱۸۵۵ به عنوان استاد یک مدرسه علوم به سیمفروپول در شبه جزیره کریمه در نزدیکی دریای سیاه نقل مکان کرد

   

                    

 در سال ۱۸۵۶ مندلیف از پایان نامه استادی اش دفاع کرد؛ پژوهش و روش های انبساط مواد در ارتباط با گرما . به دنبال برنامه استادی اش، دیمیتری زندگی اش را روی شغل تدریس، پژوهش و تحقیق متمرکز کرد. راهنمایی هایش را به کتاب هایش و جدول تناوبی منتقل کرد و بعدها دانش خود را در مورد تکنولوژی شیمی و صنعت، کشاورزی، ارتباطات، هواشناسی و دانش اندازه گیری و مقیاس ها افزایش داد. در سال ۱۸۵۹ به عنوان وزیر سازندگی عمومی برگزیده شد تا برای مطالعه و گسترش نوآوری های علمی و فن آوری به خارج از کشور سفر کند. بین سالهای ۱۸۵۶ و ۱۸۶۱ چگالی گازها را با رگنالت در پاریس و طرز کار کردن طیف نما را با کیرچوف در هایدلبرگ مطالعه کرد. مطالعه های کشش و تنش سطحی مایع او منجر به نظریه نقطه جوش مطلق شد که بعدها به عنوان دمای بحرانی شناخته شد.

        برای مندلیف، همواره دانش مهمترین موضوع بود، اما در آن زمان آشوب، همانند امروز، دانش می توانست بر قلمرو سیاستمداران بیفزاید و باعث نابرابری اجتماعی شود. مندلیف به هیچ وجه نمی ترسید تا نظراتش را درباره این موضوعات بگوید: در هرجا حد وسطی برای چیزها وجود دارد که حاصل آن تعادل است. یک ضرب المثل روسی می گوید: نمک زیاد یا کم مانند شیطان است. این موضوع در ارتباطات سیاسی و اجتماعی نیز صدق می کند… این وظیفه دانش است که وجود یک نظام عمومی را در طبیعت کشف کند و دلایل اداره این نظم و ترتیب را بیابد و این در مورد ارتباطات انسانی، اجتماعی و سیاسی و به طور کلی در مورد همه جهان صدق می کند. افکار ژرف و عمیق منظمش، او را به کشف قانون تناوبی هدایت کرد که همراه با مسائل دیگری منجر به استعفای او در ۱۷آگوست ۱۸۹۰ از دانشگاه شد. زندگی شخصی دیمیتری نیز در سالهای متمادی در آشوب و دردسر بود. در سال ۱۸۶۳ با اصرار فراوان خواهرش، دیمیتری با فوزوا نیکیتچنا لاسچوا ازدواج کرد. آنها دو فرزند داشتند؛ یک پسر به نام ولودیا و یک دختر. مندلیف هیچ وقت واقعا به فوزوا عشق نمی ورزید و در حقیقت زمان کمی را با او می گذراند. در ژانویه سال ۱۸۸۲ او از فوزوا جدا شد و با بهترین دوست خواهرزاده اش آنا ایوانوا پاپوا ازدواج کرد.

                     

 از اولین اثر او در سال ۱۸۵۴ به نام تجزیه شیمیایی یک نمونه از فنلاند تا آخرین کارهایش در سال ۱۹۰۶ مانند پروژه ای برای مدرسه دبیران و به سوی دانش روسیه ، تعداد یافته های پژوهشی وی بیش از ۲۵۰ عدد است. معروف ترین آثار او شامل شیمی آلی ست که در سال ۱۸۶۱ که ۲۷ ساله بود منتشر شد. این کتاب جایزه دومیدو را برد و مندلیف را پیشرو تدریس شیمی در روسیه کرد. در کنار کارش روی مفاهیم کلی شیمی که از آن صحبت کردیم، مندلیف زمان زیادی را صرف پیشرفت فن آوری روسیه می کرد. بسیاری از نتایج تحقیقات او مربوط به شیمی کشاورزی، پالایش نفت و بازیافت مواد معدنی می شد. دیمیتری همچنین یکی از موسسان انجمن شیمی روسیه در سال ۱۸۶۸ بود و کمک کرد تا راه های ارتباطی با دانشمندان در اروپا و ایالات متحده آمریکا باز شود. مندلیف همچنین در زمینه خصوصیات و رفتار گازها در فشارهای بالا و پایین بسیار مطالعه کرد که منجر به تولید یک نوع بسیار دقیق فشارسنج و مطالعات گسترده تر در زمینه هواشناسی شد.

به هر حال بزرگترین موفقیت او بیان قانونی تناوبی و ارتقای جدول تناوبی عناصر بود. از همان اوایل کار، احساس می کرد که نوعی ترتیب در میان عنصرها وجود دارد .در سال ۱۸۶۹ شیمیدان روسی خصوصیات پیچیده بیش از ۶۰ عنصر را جمع آوری کرد و در ۶ مارس سال ۱۸۶۹ او یک گزارش رسمی به نام وابستگی میان خصوصیات جرم های اتمی عناصر ، برای انجمن شیمی روسیه تهیه کرد.در۲۹ نوامبر سال ۱۸۷۰ مندلیف گفت که پیش بینی خواص عناصر کشف نشده ممکن است، فراتر برود. او سپس این کار را با پیشگویی برای سه عنصر جدید ادامه داد(اکا- آلومینیوم، اکا- بور، اکا سیلیسیم) و خواص زیادی برای هرکدام از جمله چگالی، شعاع و نسبت های ترکیب شدن آنها با اکسیژن را تعیین کرد. جهان علم حیران شده بود و افراد زیادی پیشگویی های مندلیف را به تمسخر گرفتند. در نوامبر سال ۱۸۷۵ زمانی که یک مرد فرانسوی به نام لکوک دوبواس بوادران یکی از عناصر پیش بینی شده(اکا- آلومینیوم) را کشف کرد و آن را گالیم نامید، عقاید مندلیف جدی گرفته شد. دو عنصر دیگر نیز بعدها با خصوصیاتی شبیه به پیشگویی مندلیف کشف شدند. این اکتشاف ها پیشگویی های او را تایید و قانونش را اثبات کرد و همچنین او را در زمره دانشمندان درجه یک جهان دانش قرار داد.

در طول زندگی، دیمیتری مندلیف جایزه های متعددی از سازمان های گوناگون از جمله مدال دیوی از موسسه سلطنتی انگلستان در سال ۱۸۸۲ و مدال کوپلی در سال ۱۹۰۵ که بزرگترین جایزه جمعیت های علمی ست و درجات افتخاری زیادی از دانشگا ه های سراسر جهان دریافت کرد. به دنبال استعفای او از دانشگاه سنت پترزبورگ، دولت روسیه در سال ۱۸۹۳ او را به عنوان مدیر دفتر اجرام و واحدها برگزید. این اقدام این باور را ایجاد کرد که این کار به منظور آرام نگهداشتن عموم مردم در برابر دولت انجام شد. در ۲۰ژانویه سال ۱۹۰۷ در ۷۳ سالگی مندلیف در حالی که به داستانی در مورد سفر به قطب شمال اثر ژول ورن گوش می داد، در آرامش آخرین نفسش را کشید.

                         

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد